مرتضى راوندى
279
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در هيأت ، المجسطى را شرح و تفسير مىفرمود . همهء عالمان و فيلسوفان در اين عقيده همداستانند كه نهتنها از صدر اسلام بلكه از زمان اسكندر ذو القرنين تاكنون پادشاهى كه مانند ميرزا الغ بيك جامع فلسفه و علوم باشد بر اريكهء پادشاهى تكيه نزده است . حضرتش را در دانش رياضى دستى دراز بود به حدى كه در ارصاد كواكب ، علماى عصر از قبيل قاضىزاده رومى و مولانا غياث الدين جمشيد را مدد مىداد ، اما اين دو عالم متبحّر پيش از به ثمر رسانيدن كار ، بدرود حيات گفتند و سلطان همهء همت شاهانه را صرف انجام اين مهم كرد و ارصادات و مطالعات آنان را كامل نمود و زيج سلطانى را بهوجود آورد و خود مقدمهاى بر آن نوشت . جداول اين زيج امروز معمول است . و فيلسوفان ، بر آن قدر قايلند و برخى آن را از زيج ايلخانى نصير الدين طوسى برتر مىدانند . » پس از وفات الغ بيك ، اشخاص سرشناس در علم نجوم كمياب شدند . غياث الدين جمشيد از كاشان به سمرقند خوانده شد تا در مدرسهيى كه در آن شهر ساخته شده بود به تدريس و تعليم پردازد . از دانشمند ديگرى هم بهنام « كاشانى » ياد مىشود كه طبيب الغ بيك بود ، كار ابتكارى او تصرفّى بود كه در كار « كرخى » متوفى به سال ( 420 ه ) كرد و آن را بهتر نمود . كرخى مجموع توان سوم اعداد : را به دست آورده بود . غياث الدين جمشيد كاشانى پيشرفتى كرد و مجموع توان چهارم را به دست آورد . با سقوط امپراتورى تيموريان انحطاط عمومى در ايران آغاز شد و از نجوم تعليمى آنچه باقى ماند ، محاسبه خسوف و كسوف و رويت هلال بود و احكام نجوم تا مرحله سحر و جادو تنزل كرد . . . « 1 » ابن خلدون كه معاصر تيمور لنگ بود ضمن بحث در پيرامون فرهنگ اسلامى مىنويسد : « از شگفتيهايى كه واقعيت دارد اين است كه بيشتر دانشوران ملت اسلام ، خواه در علوم شرعى و چه در دانشهاى عقلى بجز در موارد نادرى ، غيرعرباند و اگر كسانى از آنان يافت شوند كه از حيث نژاد عربند ، از لحاظ زبان و مهد تربيت و مشايخ و استادان عجمى هستند با اينكه صاحب شريعت مردى عرب است . . . » « 2 »
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 461 به بعد . ( 2 ) . مقدمه ابن خلدون ، ج 2 ، ص 1153 .